۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

باز هم شعری دیگر از من/ My new poem


شمیمی از نفس گرم یار می آید/
و در کمرکش سرما، بهار می آید
معاشران که صراحی به دست و بی رمقند / نشسته اند کنار و نگار می آید
عجب که در پس عصر بلند یخبندان/ درخت خشک قدیمی به بار می آید

هیچ نظری موجود نیست: