چهارشنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۱

باز هم شعری دیگر از من/ My new poem

And again i have a poem to put here

شمیمی از نفس گرم یار می آید/ و در کمرکش سرما، بهار می آید

معاشران که صراحی به دست و بی رمقند / نشسته اند کنار و نگار می آید

عجب که در پس عصر بلند یخبندان/ درخت خشک قدیمی به بار می آید